گفتاری از حجت‌الاسلام ناصر رفیعی

۴ خصوصیت عالِم از زبان امام کاظم(ع)/ اجازه ندهیم عاشورا به تحریف آلوده شود

حجت‌الاسلام رفیعی از اساتید حوزه علمیه می‌گوید: در عزاداری‌ها و سایر مراسم و مناسک باید از آسیب‌ها دوری کنیم و مستحبات را بر واجبات برتری ندهیم. نباید اجازه دهیم عاشورا به تحریف آلوده شود.

خبرگزاری فارس: ۴ خصوصیت عالِم از زبان امام کاظم(ع)/ اجازه ندهیم عاشورا به تحریف آلوده شود
 

خبرگزاری فارس ـ حجت‌الاسلام ناصر رفیعی (استاد حوزه علمیه): براساس حدیثی از امام کاظم (ع)؛ «وجدت علم الناس فی اربع. اولها: ان تعرف ربک، و الثانیه: ان تعرف ما صنع بک، والثالثه: ان تعرف مااراد منک، و الرابعه: ان تعرف ما یخرجک من دینک»: تمام علوم در چهار چیز جمع شده است که اگر کسی آنها را بداند عالم و آگاه شناخت می‌شود البته منظور ایشان از عالم به معنای علم مدرکی و دانشگاهی نیست بلکه همان معرفت و آگاهی است.

۱ـ خداشناسی

نخستین مورد براساس حدیث امام کاظم(ع) خداشناسی است، باید خدا را بشناسیم تا به شناخت‌های دیگر برسیم امروز هم در دنیا هستند کسانی که هنوز بت، گاو یا انسان می‌پرسند نظیر هندوها، حتی مسیحیان که پدر، پسر و روح‌القدس را می‌پرستند یا کمونیست‌ها که اصلا اعتقادی به خدا ندارند اما با این حال نخستین سؤال برای انسان این است که خالق هستی کیست، آنکه به انسان شعور و فهم داده کیست؟

پاستور معتقد است که وقتی به کشف‌های ریز رسیده اعتقادش به خدا بیشتر شده و متوجه شده که همه چیز در دنیا از روی نظم و ترتیب است از مسائل ریز گرفته تا درشت و تغییر فصول و روزها و شب‌ها. حال هر فردی از راه خود می‌تواند خداوند را بشناسد یک دانشمند از راه علم خود و یک کشاورز از کشاورزی نخستین آگاهی و معرفت که خداوند در قرآن کریم هم می‌فرماید که نیاز به فهم و یادگیری دارد وجود خداست تا به هر چیزی برای رفع نیازهای روحیمان متوسل نشویم.

هنوز هم در عالم افرادی داریم نظیر مارکسیست‌ها که یک زمانی بازارشان داغ بود و تصور می‌کردند که عالم خود به خود ایجاد شده و خالقی ندارد در آن دوران حتی امام راحل برای گورباچف رهبر کمونیست‌های روسیه نامه هم دراین باره نوشتند یا بودیسم‌ها،‌ هندوییسم‌ها که بت، آدم و حیوان می‌پرستند.

۲ـ خودشناسی

نکته دوم از حدیث امام کاظم خودشناسی است اینکه بدانیم چه کسی هستیم و از این طریق استعدادهایمان را بشناسیم و تقویت کنیم این هم جز از راه خداشناسی محقق نمی‌شود.

۳ـ وظیفه شناسی

نکته سوم براساس حدیث امام کاظم(ع) وظیفه‌شناسی است اینکه بفهمیم خداوند بیکار نبوده که چند نفر را خلق کند بی خود و بی جهت و سپس بمیراند، اینها با حکمتش جور در نمی‌اید حکیم کار بیهوده نمی‌کند در قرآن کریم هم آمده شما فکر می‌کنید ما شما را بیهوده آفریدیم؟ خلاصه باید ببینیم وظیفه ما چیست برای چه خدا این زبان و دست و دهان را به ما اعطا کرده است؟ اگر نه که باید فرشته می شدیم که هیچ غریزه و اختیاری نداشتیم و گناه نمی‌کردیم اما انسان اینطور نیست چرا که اگر بود اختیار از او سلب می‌شد لذا خداوند انسان را آفرید تا تصمیم بگیرد با زبانش ناسزا بگوید یا صلوات بفرست و لا اله الاالله بگوید.

نقلی از آیت‌الله جوادی آملی شنیدم که فرمودند چرا خداوند گفته‌اند که الرحمن علم القرآن و خلق الانسان، چرا ابتدا خلق الانسان را نیاورند و سپس علم القران؟ دلیلش این است که انسانیت انسان به فهم قرآن است، انسانی که قرآن را بفهمد ، انسان است. از همسر رسول الله (ص) پس از رحلت ایشان شنیدند که فرمود پیغمبر «کانه خلقه القرآن» بودند. بنابراین کسی که اخلاقش قرآنی است و الکاظمین الغیظ است زود عصبانی نمی‌شود، از کوره در نمی‌رود و زود می‌بخشد بنابراین تمام علوم در خداشناسی، خودشناسی و وظیفه شناسی جمع شده است.

امروز با گسترش روز افزون اینترنت، سایت‌ها، ماهواره،‌شبکه‌های اجتماعی و ... که میلیاردها دلار دشمن در حال هزینه کردن برای بی دین کردن جوانان و نوجوانان حکومت‌های اسلامی است، نظیر اندلوس یا حکومت سبا که به دلیل فساد از هم پاشید دیگر نیازی به جنگ نظامی ندارد ، راه مبارزه با جنگ فرهنگی هم جلسات و هیئت‌های مذهبی است البته به شریطی که به انحراف کشیده نشود و خرافات قاطی آن نشود.

۴ـ آسیب‌شناسی

چهارمین نکته از حدیث امام کاظم توجه به آسیب شناسی یا آفت شناسی است در عزاداری‌ها، مباحث مهدویت، عاشورا و سایر مراسم‌ها و مناسک‌هایمان باید از آسیب‌ها دوری کنیم باید آسیب‌ها را شناخته و عزاداری مستحب را بر واجبات برتری ندهیم چرا که صلاح نیست ترک واجب کرده و به مستحبات بپردازیم. در جلسات و هیئآت بعضاً دیده می‌شود که دروغ‌هایی گفته می‌شود چرا روضه دروغ خوانده می‌شود با اینکه دروغ حرام است؟ بدترین دروغ هم دروغ بستن به خدا و پیغمبر (ص) است.

براساس روایتی کسی امام حسین (ع) را در خواب دید که گوشت بدن خود را تکه تکه به دندان می گیرد، ترسید و از خواب بیدار شد نزد فردی رفت و به او گفت روضه دروغ می خوانی نباید اینکار را بکنی چرا که امام حسین (ع) در آرامش نیست. یک نفر برای ما شاهد بیاورد که پس از قضیه کربلا در سال ۶۱ هجری، در عزاداری‌ها بگویند «من سگ حسینم» یا شعارهایی که بی‌محتوا و بی‌فایده سر دهند!

خود حضرت زینب (س) روز عاشورا زمانی که به گودی قتله گاه رفتند نخستین چیزی که گفتند اینکه خدایا این قربانی را از ما بپذیر و سپس نوحه‌سرایی کردند خود امام حسین (ع) هم در لحظات آخر با چهره‌ای بشاش زیر لب می‌گفتند که خدایا راضی‌ام به رضای تو. بنابراین نباید اجازه دهیم عاشورا به تحریف آلوده شود.




زندگی‌نامه امام موسی كاظم علیه السلام

نام:موسى‏ بن جعفر.

كنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل.

القاب: كاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.

نكته:امام موسی كاظم علیه السلام در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.

منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.

تاریخ ولادت امام موسی كاظم:هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذكر كردند.

محل تولد امام موسی كاظم: ابواء (منطقه‏اى در میان مكه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب علیهم السلام.

نام مادر امام موسی كاظم:حمیده مصفّاة. نام‏هاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احكام و مسائل بود كه امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احكام دینى به ایشان ارجاع مى‏داد. و درباره‏اش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چركى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن كرامتى كه از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.»

 







حجت‌الاسلام ناصر رفیعی عنوان کرد

ماجرای شیعه‌ امام کاظم(ع) و سؤال دور از انتظار وزیر هارون‌

محفل جشنی برپا بود و مقام‌های کشوری و لشکری دور تا دور مجلس نشسته بودند، ناگهان وزیر هارون‌‌الرشید به یکی از شیعیان امام موسی کاظم(ع) گفت: شنیدم که تو پیرو موسی‌ بن جعفر هستی؟! همه نگاه‌ها به سوی آن شخص جلب شد.

خبرگزاری فارس: ماجرای شیعه‌ امام کاظم(ع) و سؤال دور از انتظار وزیر هارون‌
 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، حجت‌‌الاسلام ناصر رفیعی کارشناس دینی با اشاره به شیوه یاران امام موسی کاظم(ع) در نشر معارف اهل بیت(ع) به بیان داستانی کوتاه و جالب از باب الحوائج(ع) پرداخت که در ادامه می‌آید:

 شخصی خدمت امام موسی کاظم(ع) آمد و گفت: یا بن رسول الله! فلانی بی‌دین است، فلانی منافق است، فلانی ضد شما است!

امام کاظم(ع) فرمود: بنشین! چه شده است!

گفت: آقا! من خودم دیدم و شنیدم، فلان آقا بود، در مجلس وزاری بغداد - وزرای هارون‌ الرشید- دور تا دور نشسته بودند، این آقا که اظهار دوستی به شما می‌کنند، در جلسه بود، وزیر هارون الرشید از او پرسید: شنیدم که امام شما موسی بن جعفر(ع) است؟

آن شخص گفت: هر که موسی بن جعفر(ع) را امام بداند، لعنت به او! موسی‌بن جعفر غیر از امام است، امام نیست، اگر این عقیده را نداشته باشم، خدا و پیامبرش من را لعنت کنند.

امام(ع) فرمود: حرف درستی زده است! یعنی موسی‌بن جعفر غیر از امام باطل است، من امام باطل نیستم، من امام بر حق هستم، هارون الرشید امام باطل و امامی که ستمگر است، سخن او یعنی موسی بن جعفر پیشوای ستمگر نیست، منظورش این بود.

گفت: آقا! همچین چیزی به ذهن من نرسید! این را شما می‌فرمایید.

امام کاظم(ع) فرمود: روشن است آدمی که شیعه و پیرو ماست و ما را قبول دارد، باید در مجلس دشمن و پیش وزیر هارون الرشید تقیه کند.




ماجرای دیدار آقا با ننه غلام+تصاویر

ننه غلام پس از شنیدن خبر میزبانی‌اش از رهبر انقلاب، یک دفعه مثل برق‌زده‌ها بلند می‌شود، کسی که او را در این حال می‌بیند، باورش نمی‌شود که تا چند ثانیه قبل، آرام روی تختش نشسته بود.

خبرگزاری فارس: ماجرای دیدار آقا با ننه غلام+تصاویر
 

سایت فردا نوشت: اخیرا در کتابی با عنوان "میزبانی از بهشت”مجموعه از دیدارهای مقام معظم رهبری با چند خانواده شهید منتشر شده است .هفته بسیج بهانه ای است برای بیان ماجرای شیرین یکی از این دیدارها .

مشهد، سال 1343

کمی آن طرف تر از کوچه بازار سرشور، کوچه نسبتاً باریکی بود که آن روز پر از نور و هیاهو بود. زن‌ها داشتند مقدمات یک عروسی سنتی را آماده می‌کردند. حاجیه خانم میردامادی، همسر آیت‌ا… سیدجواد خامنه‌ای، می‌خواست پسر دومش را داماد کند. ننه غلام هم آمده بود کمک، همین طور که میوه‌ها را لب حوض می‌شست و در سبدی می‌ریخت، با لهجه شیرین تربتی‌اش ریزریز حرف می‌زد و زن‌های دیگر را سرگرم می‌کرد. چنان خوش صحبت بود که مجال حرف زدن به کس دیگری نمی‌رسید. ننه غلام از سر ذوق و علاقه‌اش آمده بود کمک، اما خدیجه خانم که از مشکلاتش خبر داشت، از همان صبح، مقداری پول کنار گذاشته بود که آن شب به او هدیه بدهد.

 

داماد که وارد خانه شد، ننه غلام مدام از زن‌ها صلوات می‌گرفت و زیر لب ذکر می‌گفت، تا این جوان نورانی بلند بالا چشم نخورد. ننه غلام، بزرگ شدن سیدعلی آقا را دیده بود و حالا این عروسی خیلی به او می‌چسبید.




ماجرای دیدار آقا با ننه غلام+تصاویر

ننه غلام پس از شنیدن خبر میزبانی‌اش از رهبر انقلاب، یک دفعه مثل برق‌زده‌ها بلند می‌شود، کسی که او را در این حال می‌بیند، باورش نمی‌شود که تا چند ثانیه قبل، آرام روی تختش نشسته بود.

خبرگزاری فارس: ماجرای دیدار آقا با ننه غلام+تصاویر
 

سایت فردا نوشت: اخیرا در کتابی با عنوان "میزبانی از بهشت”مجموعه از دیدارهای مقام معظم رهبری با چند خانواده شهید منتشر شده است .هفته بسیج بهانه ای است برای بیان ماجرای شیرین یکی از این دیدارها .

مشهد، سال 1343

کمی آن طرف تر از کوچه بازار سرشور، کوچه نسبتاً باریکی بود که آن روز پر از نور و هیاهو بود. زن‌ها داشتند مقدمات یک عروسی سنتی را آماده می‌کردند. حاجیه خانم میردامادی، همسر آیت‌ا… سیدجواد خامنه‌ای، می‌خواست پسر دومش را داماد کند. ننه غلام هم آمده بود کمک، همین طور که میوه‌ها را لب حوض می‌شست و در سبدی می‌ریخت، با لهجه شیرین تربتی‌اش ریزریز حرف می‌زد و زن‌های دیگر را سرگرم می‌کرد. چنان خوش صحبت بود که مجال حرف زدن به کس دیگری نمی‌رسید. ننه غلام از سر ذوق و علاقه‌اش آمده بود کمک، اما خدیجه خانم که از مشکلاتش خبر داشت، از همان صبح، مقداری پول کنار گذاشته بود که آن شب به او هدیه بدهد.

داماد که وارد خانه شد، ننه غلام مدام از زن‌ها صلوات می‌گرفت و زیر لب ذکر می‌گفت، تا این جوان نورانی بلند بالا چشم نخورد. ننه غلام، بزرگ شدن سیدعلی آقا را دیده بود و حالا این عروسی خیلی به او می‌چسبید.




آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به یک نکته از سخنان مقامات امریکایی درباره ضرورت حفظ امنیت اسرائیل در سایه مذاکرات هسته‌ای، تأکید کردند: این را بدانید که چه توافق هسته ای بشود و چه نشود، اسرائیل روز بروز ناامن تر خواهد شد.

به گزارش خاورستان به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در آخرین روز از هفته بسیج، اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین با حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلام صبح امروز (پنج‌شنبه) در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج و نمایندگان اقشار مختلف بسیج، احساس مسئولیت انسانی و الهی و بصیرت را دو پایه اصلی تفکر منطقی بسیج دانستند و ضمن تحسین تلاش، جدیت و ایستادگی هیأت مذاکره کننده ایرانی، به بی نیازی ملت ایران به جلب اعتماد امریکا اشاره کردند و افزودند: به همان دلیلی که با اصل مذاکرات مخالف نبودیم با تمدید مذاکرات هم مخالف نیستیم البته هر قرار عادلانه و عاقلانه را قبول می کنیم اما می دانیم که این دولت امریکا است که نیازمند توافق است و از هرگونه عدم توافق ضرر خواهد کرد و اگر این مذاکرات در نهایت نیز به نتیجه نرسد، جمهوری اسلامی ایران ضرر نخواهد کرد.
رهبر انقلاب اسلامی، همراه شدن فکر و علم و منطق را با عشق و انگیزه های درونی، رمز حضور موفق بسیج در میدان های متنوع و گسترده عمل خواندند و افزودند: اولین و اصلی ترین پایه تفکر بسیجی که برگرفته از مبانی مستحکم دینی است، احساس مسئولیت انسانی و الهی در قبال خود و خانواده و جامعه و بشریت است.
ایشان افزودند: دومین پایه تفکر بسیجی که تکمیل کننده پایه اول و شرط لازم آن است، بصیرت و روشن بینی به معنای شناخت زمان و اولویت ها، شناخت دوست و دشمن و شناخت ابزار مقابله با دشمن، است.
رهبر انقلاب اسلامی، نبود بصیرت را زمینه ساز  گرفتار شدن در شبهات، نادانی ها و کج فهمی ها دانستند و خاطرنشان کردند: کسانی که بصیرت ندارند، همانند بیچارگانی که در فتنه 88 گرفتار شدند، در فضایی غبارآلود حرکت و عمل می کنند و به همین علت چه بسا به دشمن کمک کنند و دوست را هدف حمله قرار دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید براینکه احساس مسئولیت بدون داشتن بصیرت، بسیار خطرناک است، گفتند: برخی افراد، در دوران مبارزات قبل از انقلاب، و در سه دهه اخیر با احساس مسئولیت اما بدون بصیرت اقداماتی کردند که در نهایت به ضرر نهضت امام و انقلاب و کشور تمام شد.




قیامت خواهد آمد!

f5a81b54b8a94b30f20968100574432a

نویسنده: فرزان خاموشی

قیامت نزدیک است، نزدیک تر ازچشم به ابرو! … خیلی نزدیک… باور کنیم.

هیچ باورمان می شود که شاید تا چند لحظه دیگر زنده نباشیم؟ چیزی که برای عده ای حتمی است، خود ما هم افرادی را دیده ام که اندکی پیش زنده و اندکی بعد جان باخته اند. همه ی این ها برای باور ماست، چه بسا فردا ما هم «مرده ای» باشیم که بر صحنه ی یقین دیگران حک شویم! تازه آن وقت به خود بیاییم و فریاد بزنیم: خدایا! مرا به دنیا بازگردان، تا انسان صالح و مفیدی باشم!

و جواب بشنویم: هرگز!

این صحنه، حقیقتی است که واقع خواهد شد، همان طور که قیامت برپا خواهد شد.

قیامت نیز مانند «مرگ» در یک لحظه تحقق می یابد، بلکه زودتر از یک لحظه؛ از یک چشم به هم زدن نیز کمتر، خیلی خیلی زود! چه بسا در آینده ای نزدیک، زمین زیر و زبر شود؛ دریاها بخشکد، کوه ها از هم بپاشد، خورشید بی فروغ گردد و قیامت تحقق یابد. آیا آماده مسافرت هستیم؟

اگر جواب مثبت است، پس کوله بار خود را آماده کنیم؛ توشه ی سفر برگیریم؛ حساب ها را تسویه کنیم که مرگ نزدیک است و پس از مرگ نیز، قیامتی حتمی است؛ جایی که انسان های خوب از بدان جدا می شوند و عاقبت هر گروهی در گرو اعمال خویش است.

عده ای در بهشت برین، جام شادمانی بر می گیرند و تعدادی نیز در «عذاب دوزخ» برای همیشه معذبند. اکنون با هم به تماشای صحنه هایی از قیامت می رویم، تا بیشتر باورمان شود که «آخرت» کجاست و چه ماجراهایی دارد.




پس از حمله به تابلو شهدا؛

به بهانه یافتن گنج ؛ قبر یک مادر شهید تخریب شد!

آرامگاه مادر شهید صادق فدایی  توسط افراد ناشناس و با انگیزه نا معلوم نبش هتک حرمت شد.

به گزارش بهجت نیوز ؛  حاشیه قبر مادر شهید صادق فدایی در آرامستان پوریایی ولی روستای کمامردخ فومن توسط افراد ناشناس کنده کاری شده و این کنده کاری ها موجب تخریب آرامگاه این مادر شهید شد.

یکی از افراد آگاه از بیرون ریخته شدن استخوانهای مادر شهید توسط این افراد خبر داد.

انگیزه این افراد که حاشیه آرامگاه را تا عمق بیشتر از نیم متر حفر کرده اند مشخص نشده است اما یکی از احتمالات ممکن حفر با انگیزه کشف عتیقه جات بوده است.

وقایع رخ داده شده درباره آرامگاه مادر شهید فدایی موجب ناراحتی و دلخوری خانواده شهید شده است.

یکی از اعضای خانواده شهید نیز در گفتگو با ماسال نیوز، درباره پر نمودن حفره ایجاد شده بدون حضور اعضای خانواده این مادر شهید گلایه کرد و گفت: این انتظار از مقامات قضایی شهرستان وجود داشت که به یکی از اعضای خانواده مادر شهید در این باره اطلاع رسانی میشد تا ابهامی برای خانواده بوجود نمی آمد.

وی افزود: مقامات قضایی و آگاهی شهرستان فومن باید درباره اینکه آیا این افراد قصد اهانت به مادر شهید داشته اند یا خیر اطلاع رسانی شفافی داشته باشد تا مردم بدانند انگیزه این افراد ناشناس بوده است؟

به گزارش بهجت نیوز ؛ این اتفاق در حال رخ داد که چندی پیش فردی ناشناس به تابلو نصب شده در منطقه شپولکنار حمله و آن را پاره کرده بود!




عکسی جهت نصب در اتاق رئیس جمهور محترم(+۱۸)

عکسی جهت نصب در اتاق رئیس جمهور محترم

با عرض پوزش از تمام مادران شهیدان

این شهیدی که مشاهده می کنید یکی ار نیرو های اطلاعات عملیات در جنگ با عراق است که بعد از اسارت به این وضع فجیح شکنجه شده و به شهادت رسیده است
این عزیز به خاطر این که رمز بیستم را قورت می دهد و نخواسته رمز را لو دهد ابتدا گوشش را می برند و چشم هایش را در می آورند و در مراحل بعدی لب ها و بینی این شهید را می برند و در آخر هم بعثی های ملعون نتوانسته اند رمز را بدست آورند تصمیم می گیرند شکم این شهید را بشکافند تا شاید رمزی را که روی کاغذ نوشته شده بود و او قورت داده بود را از داخل شکمش پیدا کنند…..!
حالا ماهم خوب داریم قدر دانی می کنیم………..

IMG-20141120-WA0000





صفحه قبل1...7891011...38صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران