در این خبر تصاویر صفحه اول روزنامههای سیاسی-اجتماعی و ورزشی کشور را میتوانید ببینید.



در این خبر تصاویر صفحه اول روزنامههای سیاسی-اجتماعی و ورزشی کشور را میتوانید ببینید.



(شهید على اصغر پور فرح آبادى)
8) «به پهلوى شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب را، حجاب را، رعایت کنید.».
(شهید حمید رستمى)
9) «خواهرم: حجاب تو مشت محکمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»
(شهید بهرام یادگارى)
10) «یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.»
(شهید صادق مهدى پور)
11) «از تمامى خواهرانم مىخواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»
(شهید سید محمد تقى میرغفوریان)
12) «خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.»
(شهید حمید رضا نظام)
13) «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست»
(شهید محمد کریم غفرانى)
14) «خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان مىکشید.»
«حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بینى و دشمن تو را نمى بیند.»
بعد از 16 سال پیکر محمد رضا را سالم از خاک در آورده بودند اما صدام گفته بود این جنازه نباید به این شکل به ایران برود. پیکر پاک محمد رضا را سه ماه در آفتاب گذاشتند تا شناسایی نشود، ولی سالم مانده بود.
جملات بالا بخشی از خاطرات منتشر نشده در مورد نحوه شهادت محمد رضا شفیعی(شهیدی که بعد از 16 سال با پیکری سالم پیدا شد) است که حسین محمدی مفرد، از غواصان «لشکر 5 نصر» و واحد تخریب در دوران دفاع مقدس بیان کرده است.
محمدی مفرد که چهارم دیماه سال 1365 در «عملیات کربلای 4» و در سن 14 سالگی در منطقه شلمچه به اسارت نیروهای بعثی دشمن درآمده بود خاطراتی از نحوه شهادت شهید شفیعی را بیان کرد.
عملیات کربلای 4 سوم دیماه سال 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه آغاز شد و در صبح دهم دیماه همان سال توسط دشمن اسیر شدم و با توجه به جراحاتی که داشتم بعد از اذیت و شکنجههای بسیار، ششم دیماه به همراه تعدادی از اسرای ایرانی به بیمارستان نظامی در شهر بصره منتقل شدیم.
به سرباز عراقی گفت عکس صدام را پایین بیاور
از آنجایی که مدت طولانی از زمان مجروحیت من میگذشت و در طول این مدت نیز اذیت و آزارهای دشمن توان جسمیام را ضعیف کرده بود اتفاقات ساعات اولیه حضور در بیمارستان را به خاطر ندارم ولی اولین چیزهایی را که به یاد دارم شهید شفیعی است که در تخت سمت چپ من بستری شده بود. بعد از به هوش آمدنم تنها صدایی که شنیدم صدای او بود که در حال صحبت با هم اتاقیهایمان بود اما من هنوز به شرایط دلگیر اسارت عادت نکرده بودم و غمگین و ناراحت بودم چون از سرنوشت آیندهام اگاهی نداشتم؛بنابراین سکوت را بهتر میدانستم تا حرف بزنم و فقط نگاه میکردم.

خاطره دیدار جرداق با رهبر انقلاب و امام موسی صدر
من از همین جا آرزو میکنم که ایران در این زمان همانگونه که شایسته چنین مردی است، همراه با عدالت و اخلاق و همه خوبیها باشد. به صورت کلی میتوانم بگویم که امام خمینی(ره) و امام خامنهای بر راه و روش امام علی(ع) حرکت کردهاند.

جوج جرداق متفکر و ادیب مسیحی لبنانی نویسنده کتاب «امام علی، صدای عدالت انسانی» چهاردهم آبان ۱۳۹۳ درگذشت، وی از متفکران برجستۀ عرب بود که سالهای بسیاری از عمرش را صرف پژوهش و نوشتن دربارۀ امام علی(ع) کرد. از او در سفری که در سال 1997 به ایران آمدم، با امام خامنهای دیدار کرده و گفتو گو کردیم. احساس کردم که بواقع، انسانی بزرگ است، چه، از ویژگیهای انسان بزرگ تواضع است. ایشان به همان اندازه که بزرگ بود، متواضع هم بود.
وی افزود: در آن دیدار در مورد امام علی(ع) و انگیزههایی صحبت کردیم که موجب شده بود در مورد امام علی(ع) کتاب بنویسم. ایشان کتابم را خوانده و بسیار پسندیده بود و من نیز به این خاطر از ایشان تشکر و به ایشان عرض کردم که بحق، نام شما باید امام باشد و ما از شاگردان شما هستیم.
جرج جرداق درباره برداشت خود از شخصیت رهبر انقلاب گفت: ایشان یک انسان متفکر، فرهیخته، دانا، بزرگوار، وارسته و متواضع بود، همان گونه که شایسته یک رهبر است. در مورد ایشان باید بگویم که او پیرو امام خمینی(ره) است و امام خمینی(ره) هم پیرو امام علی(ع) بود. آیتالله خامنهای، مردی بزرگ است و اگر اینگونه نبود، به این مرتبه نمیرسید. وی گفت: من میدانم هر کس بخواهد شخصیت ایشان را تعریف کند، او را شخصیتی در منتهای انسانیت و بر قله اخلاق و عدالت معرفی خواهد کرد. ایشان انسانی بزرگ است و ایران به خاطر وجود چنین شخصی باارزش است. من از همین جا آرزو میکنم که ایران در این زمان همانگونه که شایسته چنین مردی است، همراه با عدالت و اخلاق و همه خوبیها باشد. به صورت کلی میتوانم بگویم که امام خمینی(ره) و امام خامنهای بر راه و روش امام علی(ع) حرکت کردهاند.
این متفکر مسیحی همچنین به مناسبت انتخاب امام موسی صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان لبنان در یادداشتی که در تاریخ ۱۹۶۹/۶/۱۲ در مجلۀ الصیاد بیروت منتشر شد،به تجلیل از شخصیت امام موسی صدر میپردازد. متن کامل این نامه از این قرار است:«با خبر انتخاب امام موسی صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان لبنان غافلگیر نشدم. از شادی همۀ مردم لبنان از شیعیان گرفته تا مسیحیان و اهل سنت به یک اندازه، برای انتخاب این مرد بزرگ به این منصب بزرگ غافلگیر نشدم، زیرا امام موسی صدر سیمایی آرمانی و زیبا و بزرگوار از یک عالم دینی است؛ اخلاقی والا و دلی مهربان و سینهای گشاده به روی همة مردم دارد که برای عشق کامل و فراگیر گنجایش دارد؛ و عقلی روشنگر و چهرهای مطمئن دارد. با او دیدار میکنی، گویی که پدرت یا برادرت یا کسی را دیدهای که آرزوی دیدارش را داشتهای و دست تقدیر آن را برایت میسر کرده است. امام موسی صدر سیمای زیبا و باشکوه انسان است، آنگونه که امام بزرگوار علیبنابیطالب(ع) خواسته است: دادگر و راستگو و پاک دست و عالِم و عامل به علم خویش است و مجال نیکوکاری را غنیمت میشمرد و در مسیر هدایت، به سبب اندکی شمار پویندگان آن دچار هراس نمیشود و نزدیکی او به مردم با نرمخویی و مهربانی و بخشش مال و گشادهدستی همراه است. این صفات علوی والا که در شخصیت امام موسی صدر گرد آمده، بارقهای از این حدس را بر تو میافکند که گویی امام از زبان امام بزرگوار پسر ابوطالب به تو میگوید: «نیت دارم که بسیاری از کارهای نیک را انجام دهم و به دستهای از آنها عمل میکنم و بر آنچه از کفم رفته است، حسرت میخورم که چگونه بدان عمل نکردهام.»
سادهترین سخنی که میتوان دربارۀ شخصیت امام موسی صدر گفت این است که اگر با او همنشین شوی و گرمای مهرورزی و مهربانی و خلق کریمش تو را در بر گیرد، احساس میکنی که تشیع فقط صفت شیعیان نیست بلکه در درجۀ نخست از آنِ تو نیز هست. ادیان در حقیقتِ نهاییشان، همان اصول اخلاقی متعالیاند که همه در خدمت انساناند، از سرچشمه و مجرا گرفته تا مصب؛ و فقط کسانی میان آنها جدایی میافکنند که نتوانستهاند به بوستانهای روحانیتی که پیامبران بزرگ در آن و زیر ستارگان ابدی آن زیستهاند، راه یابند و حایلی در برابر وزش نسیم روح شدهاند و آن دین را ابزار سود یا جاهطلبی یا هر دو قرار دادهاند. ما به امام سید موسی صدر زندهباد میگوییم و سخن جد او، امام بزرگوار حسین(ع) را تکرار میکنیم که «صاحب همت بزرگ جز از سربلندی، سر باز میزند و چونان زبانة آتش است که برافروزانندهاش پنهانش میکند، ولی جز برآمدن و زبانه کشیدن نتواند.»
منبع : بصیرت
نامه محرمانه
.jpg)

معلم که میدانست پدرش جانباز جنگ است سعی کرد حرفهایی بگوید تا آرامش کند و به او دلداری بدهد. حرفهای معلم ناتمام ماند وقتی پسر بچه به او گفت «خوشبحال بچههای شهید! آخر آنها ناراحتی پدرشان را هرروز نمی بینند
حضرت آیت الله نظری منفرد دام ظله در کتاب «قصه کربلا» در ابتدای این بحث، برخی از روایات وارد شده در این باب را ذکر می کند و بعد از ذکر روایات، نتیجه ای که از روایات وارد شده درباره ی زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام بدست می آید را ذکر می کند.
ایشان در ابتدا می فرمایند:
روایات بسیاری در فضیلت زیارت آن حضرت بلکه در وجوب آن آمده است:
۱: از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: زِیَارَهُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَاجِبَهٌ عَلَى کُلِّ مَنْ یُقِرُّ لِلْحُسَیْنِ بِالْإِمَامَهِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل؛ زیارت حسین بن علی علیهماالسّلام بر هر کسی که به امامت حسین علیه السّلام از طرف خدای عزّ و جلّ اقرار دارد، واجب است.[۱]
۲: قَالَتْ قَالَ لِی یَا أُمَّ سَعِیدٍ تَزُورِینَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ قَالَتْ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ لِی زُورِیهِ فَإِنَّ زِیَارَهَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ وَاجِبَهٌ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاء؛ زنی به نام امّ سعید می گوید: حضرت صادق علیه السّلام به من فرمود: آیا مزار حسین علیه السّلام را زیارت می کنی؟! عرض کردم: آری! آن حضرت فرمود: امّ سعید! مزار حسین را زیارت کنید زیرا زیارت او بر مردان زنان واجب است.[۲]
۳: مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَهِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ- یُقِرُّ لِلْحُسَیْنِ بِالْإِمَامَهِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل؛ محمد بن مسلم از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرده است که فرمود: به شیعیان من دستور دهید تا به زیارت مزار حسین علیه السّلام بروند، براستی که زیارت مزار حسین علیه السّلام بر هر مؤمنی که اقرار به امامت حضرتش از جانب خدای عزّ و جلّ دارد، واجب است.[۳]
۴: عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا قَالَ مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ بِشَطِّ الْفُرَاتِ کَانَ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِه؛ حضرت رضا علیه السّلام فرمود: کسی که مزار أبی عبدالله علیه السّلام را در کنار شط فرات زیارت کند بمنزله ی کسی است که خداوند را در فوق عرش زیارت کرده باشد.[۴]
۵: عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ عَارِفاً بِحَقِّهِ کُتِبَ فِی عِلِّیِّین؛ ابن مسکان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرده است: کسی که نزد حسین آید (به زیارت مزار حسین علیه السّلام بشتابد) و حقّ او را بشناسد، نام او در علیّین ثبت گردد.[۵]
۶: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ مَنْ أَتَى قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَارِفاً بِحَقِّهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّر؛ امام صادق علیه السّلام فرمود: کسی که به زیارت قبر ابی عبدالله الحسین علیه السّلام برود و عارف به حقّ او باشد[۶]، خداوند گناهان گذشته و آینده او را خواهد بخشید (بجز حقّ الناس).[۷]
۷: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ أَدْنَى مَا یُثَابُ بِهِ زَائِرُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ بِشَطِّ الْفُرَاتِ إِذَا عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلَایَتَهُ أَنْ یُغْفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّر؛ امام موسی بن جعفر علیهماالسّلام فرمود: کمترین ثوابی که به زائر قبر امام حسین علیه السّلام در کنار شط قرات داده می شود ـ در صورتی که معرفت به حقّ او و حرمت و ولایتش داشته باشد ـ این است که گناهان گذشته و آینده ی او (غیر از حقّ النّاس) آمرزیده می شود.[۸]
۸: عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ زِیَارَهُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ عِشْرِینَ حِجَّهً وَ أَفْضَلَ مِنْ عِشْرِینَ حِجَّه؛ زید شحّام از امام صادق علیه السّلام نقل کرده است که: زیارت قبر حسین علیه السّلام نزد خدا برابر با بیست حج بلکه افضل از بیست حج است.[۹]
۹: عَنْ صَالِحٍ النِّیلِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ عَارِفاً بِحَقِّهِ کَانَ کَمَنْ حَجَّ مِائَهَ حِجَّهٍ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ؛ صالح نیلی از امام صادق علیه السّلام نقل کرده است که فرمود: کسی که نزد قبر حسین علیه السّلام آید و حقّ او را بشناسد، همانند کسی است که صد حج را با رسول خداصلّی الله علیه و آله بجای آورده باشد.[۱۰]
۱۰: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ قَالَ: مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ فِی السَّنَهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ أَمِنَ مِنَ الْفَقْرِ؛ محمّد بن حکیم از حضرت ابوالحسن علیه السلام کرده است: کسی که سه مرتبه در سال به زیارت مزار حسین علیه السلام آید، از فقر و تنگدستی ایمن گردد.[۱۱]
۱۱: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ: مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَهِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ – فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السَّوْءِ وَ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ یُقِرُّ لَهُ بِالْإِمَامَهِ مِنَ اللَّهِ؛ محمّد بن مسلم از حضرت باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود: به شیعیان ما دستور بدهید که به زیارت قبر حسین علیه السّلام بروند زیرا زیارت مزار آن حضرت روزی آدمی را زیاد و عمر او را طولانی، و بلاها و بدی ها را از او دور می سازد و زیارتش واجب است بر هر کسی که به امامت حسین علیه السّلام از طرف خداوند اقرار دارد.[۱۲]
۱۲: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَهِ قُتِلْتُ مَکْرُوباً وَ حَقِیقٌ عَلَى اللَّهِ أَنْ لَا یَأْتِیَنِی مَکْرُوبٌ إِلَّا أَرُدَّهُ وَ أَقْلِبَهُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً؛ امام صادق علیه السلام فرمود که: حسین بن علی علیهماالسّلام فرموده است: من قتیل اشکم، در حال غمگینی کشته شده ام، و سزاوار است بر خدا که هیچ غمزده ای به نزد من نیاید مگر اینکه شادمان به نزد افراد خانواده ی خود بازگردد.[۱۳]
نتیجه گیری:
پس از بیان روایات فوق درباره زیارت امام حسین علیه السّلام ممکن است برای خواننده این سؤال مطرح شود که: آنچه ما شنیده ایم زیارت امام حسین علیه السّلام یکی از مستحبات و دارای فضیلت و ثواب می باشد همانگونه که تعدادی از روایات فوق بر آن دلالت داشت، پس چگونه از برخی روایات بویژه سه روایت اول (و روایت یازدهم) استفاده وجوب زیارت می شود و در آنها کلمه واجب بکار گرفته شده است؟
در پاسخ می گوییم که: واجب در این گونه روایات معنایی دارد غیر از آنچه امروز اصطلاحاً در فقه ما مطرح است، چه آنکه واجب به معنای «امری که ترک آن جایز نیست و عقاب دارد» از اصطلاحات فقهاء است و در عصر ائمه علیهم السّلام رائج نبوده است، و باید واجب در عصر ائمه علیهم السّلام را به همان معنای لغوی و متفاهم عرفی آن حمل کرد و آن عبارت از لازم و ثابت است، یعنی کسی که به امامت حسین علیه السّلام اقرار دارد لازم است و سزاوار که آن حضرت را زیارت کند، و همین که در روایت آمده است که: «بر هر مؤمنی که اقرار به امامت او دارد» قرینه بر مطلب است زیرا اگر امر واجبی بود که ترک آن جایز نبود نیاز به ذکر اقرار به امامت و ایمان نداشت.
و من (منظور مؤلف کتاب حضرت آیت الله نظری منفرد می باشد) در خصوص این روایات با بعضی از اعاظم رحمه الله مذاکره کردم، ایشان بر اساس این احتمال که شاید مراد از وجوب همان وجوب اصطلاحی باشد می فرمود که: زیارت امام حسین علیه السّلام همانند حج در عمر یک مرتبه واجب است و ترک آن جایز نیست در صورتی که استطاعت برای زائر همانند حج مُحقّق شود.[۱۴]
آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی خاطره ای را از مرحوم آیت الله بروجردی نقل میکنند :
این معجزه را چندین بار از زبان آیت الله بروجردی شنیدهام که تعریف میکردند.هیئتی بود در بروجرد که افراد این هیئت سر تا پای خود را
گِلآلود میکردند و با این شکل و شمایل به عزاداری در مصیبت حضرت سید الشهدا علیه السلام میپرداختند.
آیت الله بروجردی در یکی از سالها که اتفاقاً چشمشان اذیت میکرد و در این مراسم شرکت کرده بودند، در حالی که مراسم به قوت خود برقرار
بود، مقداری از گِل خشک شدهی عزاداران را به چشم خویش مالیدند.
به برکت عزاداری بر امام حسین علیه السلام این گِل، چشم مبارکشان را شفا داد به طوری که تا آخر عمر کتابهایی نظیر جواهر را به راحتی
میخواندند.
آیت الله صافی در دیدار با مديران رادیو معارف می گوید:
...اگر بخواهیم پایه نظام و حکومتمان را مستحکم کنیم که برقرار بماند باید این پایههای اصلی، اساسی و اعتقادی مردم و همه این شبهاتی که
هست پاسخ دهیم. مخصوصاً راجع به حضرت ولی عصر و این که مردم آشنا به وجود مقدس ایشان باشند و ایشان را فراموش نکنند. «مرحوم
آیتالله بروجردی» گاهی سفارش میکردند که در منبرها یادتان نرود همیشه اسم حضرت را ببرید؛ به هر مناسبتی نام حضرت را یاد کنید و مردم
را به یاد حضرت بیندازید که بدانند رعیت حضرتاند و نعمتهای خدای متعال از سوی حضرت به ما می رسد و ما واقعاً باید که در این دوره غیبت
از حضرت الهام بگیریم و درمقام کسب رضایت ایشان باشیم. كارهایمان، مملكتمان، نظاممان، دانشگاهمان، مدرسهمان، همه جا بايد جوري
باشد كه موجب خشنودي امام زمان (عج) شود. اين انحرافاتي كه هست اينها خيلي خطرناك است، و اين برنامههايي كه شما داريد در مقابل آنها
اميدواريم كه بتوانيم اين وظايف را به نحو احسن انجام دهيد....
آیت الله صافی در آخرین جلسه درس خارج فقه خود قبل از تعطیلات تابستانی فرمودند:
به جای کرامتها از فعالیتهای علما بگویید.
آیت الله صافی، در بیان احاطه و اشراف علما به محیط پیرامون خود به نقل خاطرهای از آیت الله بروجردی اشاره داشتند و فرمودند: مرحوم
آیت الله بروجردی گفتند که دیدم اشخاصی میآیند و سوالات خاصی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و رابطهی با ایشان مطرح
میکنند و کنجکاو شدم و پس از بررسی متوجه شدم کسی که خود را بسیار متدین معرفی کرده، آمده است و در میان برنامهی دعای ندبه که
برگزار میکند ایجاد شبهه میکند و بدین وسیله افکار و عقاید خود را بین مردم القا میکند. ایشان فرمودند که من تکلیف خود دانستم و یک ماه
مبارک رمضان فقط به صحبت پیرامون این مطلب پرداختم تا بتوانم مردم را نسبت به موضوعات مطرح شده آگاه کنم....
آمرزش زن بدکاره

ثقة الاسلام كلينى در كتاب شريف «روضه كافى» كه آخرين بخش از كتاب باعظمت اوست از حضرت صادق عليه السلام روايت مى كند: عابدى از كثرت عبادت پشت ابليس را شكست. روزى لشكرش را خواند و گفت: كدام يك از شما مى توانيد اين عابد را از گردونه عبادت خارج كنيد؟ هركس مكر و حيله خود را بيان كرد ولى مقبول نيفتاد تا يكى از آنان گفت: من او را از راه نماز گمراه مى كنم.
حيله او را پسنديد و وى را مأمور به گمراهى كشيدن عابد كرد!!
مأمور ابليس نزديك صومعه عابد آمد و با نشاطى كم سابقه مشغول عبادت شد و چنان خود را غرق در عبادت نشان داد كه عابد مهلت نمى يافت سبب نشاطش را در كثرت عبادت و خسته نشدن بپرسد. عابد منتظر فرصت بود تا در فرصتى مناسب علت نشاط و كثرت عبادت او را پرسيد. پاسخ داد: من گناهى مرتكب شدم و پشيمان شدم، پشيمانى از گناه مرا آنچنان در گردونه عبادت قرار داد كه نه از كثرت عبادت خسته مى شوم و نه نشاطم را از دست مى دهم!! عابد در اين زمينه بى آن كه عاقلانه بينديشد و فكر كند كه اگر در حال گناه مرگش از راه برسد چه خواهد شد؟ از او راهنمايى خواست. مأمور ابليس او را تشويق به زناى با زنى بدكار كه در شهر معروف به بدكارى بود كرد. عابد نزد آن شتافت.
زن با ديدن چهره معصوم و ملكوتى عابد از حضور عابد در محلّه بدكاران شگفتزده شد و بنظر آورد كه عابد ساده دل فريب خورده، به او گفت: اى عابد! انسان هرگز با گناه به مقام عبادت و مرتبه قرب نمى رسد، كسى كه تو را تشويق به اين عمل كرده، قصدش انحراف و گمراهى تو بوده. گناه عامل سقوط است نه وسيله صعود. اكنون به صومعه خود باز گرد كه تشويق كننده را نخواهى يافت، چون او را نيافتى يقين كن كه شيطان بوده.
عابد با بيدارى باز گشت، آن چهره شوم را نديد. از اين كه آن زن سبب شد كه دامنش به گناه آلوده نشود بسيار خوشحال شد. از طرفى همان شب آن زن از دنيا رفت. خدا به پيامبر زمانش خطاب كرد: با مردم در تجهيز جنازه او حاضر شويد، زيرا به خاطر هدايت يكى از بندگانم همه گناهانش را بخشيدم و از او درگذشتم و او را مورد آمرزش و رحمت خود قرار دادم.
منبع: عبرت آموز؛ مجموعه اى از نكته ها و داستانهاى كتب استاد انصاريان
تمام آتش دوزخ و عذاب قبر و قیامت و غیر آنها را که شنیدی و قیاس کردی به آتش دنیا و عذاب دنیا، اشتباه فهمیدی؛ بد قیاس کردی. آتش این عالم یک امر عرضی سردی است. عذاب این عالم خیلی سهل و آسان است.ادراک تو در این عالم، ناقص و کوتاه است. همه آتش های این عالم را جمع کنند، روح انسان را نمیتواند بسوزاند. آنجا آتش علاوه بر اینکه جسم را میسوزاند، روح را میسوزاند؛ قلب را ذوب میکند؛ فواد را محترق مینماید.
امام خمینی رحمة الله علیه