زادروز یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت؛

نشانه ها و صفات شیعه از منظر امام حسن عسکری چیست؟

ائمه معصومین ـ علیهم‌السلام ـ از نخستین امام تا امام دوازدهم، هر یک در عصر امامت خویش در تبیین حقیقت اسلام و شیعه‌شناسی، گام‌های بلندی برداشته و معارف شیعه را گسترش داده‌اند. امام یازدهم امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ پنج نشانه ایمان و تشیع را برشمرده و پیروان خویش را به سوی آن دعوت کرده‌اند.

یازدهمین ستاره، یازدهمین ماه، امام ثانیه‌های سلوک، امام جبین بر افروخته از جلای جان، از کثرت طاعت، از اوج خشوع. زادروز ولادت امام حسن عسکری (ع)، روزی فرخنده برای شیعیان است و لبخند در چنین روزی بر لبان شیعیان حقیقی نقش می‌بندد.

 

ائمه معصومین ـ علیهم‌السلام ـ از نخستین امام تا امام دوازدهم، هر یک در عصر امامت خویش در تبیین حقیقت اسلام و شیعه‌شناسی، گام‌های بلندی برداشته و معارف شیعه را گسترش داده‌اند. امام یازدهم امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ در حدیثی پنج نشانه ایمان و تشیع را برشمرده و پیروان خویش را به سوی آن دعوت کرده‌اند. 

به نقل شیخ طوسی، امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ فرموده‌اند: «علامات المومن خمس: صلاه احدی و خمسین وزیاره الاربعین والتختم فی الیمین و تعفیر الجبین والجهر به بسم الله الرحمن الرحیم / علامات مومن پنج چیز است: ۵۱ رکعت نماز گزاردن در هر شب و روز (۱۷ رکعت نماز واجب و۳۴ رکعت نافله) و زیارت اربعین و انگشتر دردست راست کردن و بر خاک سجده نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم». 

با توجه به مجموعه این نشانه‌ها روشن می‌شود که منظور از «مؤمن» در متن حدیث «شیعه» است و بنابر‌این از ویژگی‌های شیعیان اهل بیت ـ علیهم‌السلام ـ این پنج حکم الهی است. 

مهربانی و فروتنی و رعایت حقوق برادران ایمانی


شیعه علی ـ علیه‌السلام ـ مهربان‌ترین انسان‌ها نسبت به مؤمنان و برادران مسلمان خویش است و در تلاش در راستای شناخت حقوق بشر از دیدگاه اسلام و رعایت آن کوتاهی نمی‌کند. 

امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ در توصیف شیعه علی ـ علیه‌السلام ـ فرموده‌اند: «اعرف الناس به حقوق اخواته و اشد هم قضا ل‌ها اعظمهم عندالله شانا و من تواضع فی الدنیا لاخوانه فهوعندالله من الصدیقین و من شیعه علی بن ابی طالب ـ علیه‌السلام ـ حقا. / آگاه‌ترین و آشنا‌ترین مردم به حقوق برادرانش و کوشا‌ترین آنان در راه ادای آن حقوق بزرگ‌ترین آنان در پیشگاه خداست و جایگاهش در نزد خدا بلند‌تر است و هرکس در دنیا برای برادرانش تواضع و فروتنی کند، نزد خداوند از صدیقان است و از شیعیان حقیقی علی بن ابی طالب ـ علیه‌السلام ـ به شمار می‌رود».







سفارش قرآن به وفای به عهد

داستان کفاشی که کفش امام زمان (عج) را پینه نمی زد!

روزی حضرت به حجره کفاشی او تشریف آوردند در حالی که او مشغول کفاشی بود. پس از دقایقی حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم، کفش من نیاز به تعمیر دارد ، برایم پینه می زنی؟»

881341936782319169131245431521052676172

 

به گزارش گفتمان نیوز، وفاي به عهد یک دستور قرآنی است که در علم حقوق و تجارت گاه به جاي آن واژه‌هاي ايفاي تعهد، پرداخت و اجراي تعهد به کار برده مي‌شود. در لغت به معناي به جاي آوردن تعهد و انجام دادن عهد و پيمان و در واقع به معناي اجراي قرارداد است. در تجارت این اصطلاح شامل پرداخت پول، انجام کار يا خودداري از انجام کار و انتقال يا تسليم حق يا مال است.
در آیه ۷۶ سوره آل عمران در همین رابطه می خوانیم:
«بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ.»
«آرى هر كه به پيمان خود وفا نمايد و پرهيزگارى كند، خدا پرهيزگاران را دوست دارد.»
سه نکته:
* انواع وفای به عهد

وفاى به عهد در تمام موارد زير لازم است:
الف: عهدى كه خداوند از طريق فطرت يا انبيا با انسان‏ها بسته است.
ب: عهدى كه انسان با خدا مى‏بندد.
ج: عهدى كه انسان با مردم مى‏بندد.
د: عهد رهبر با امّت و بالعكس.
** مشرکان هم به عهدشان وفادارند!
وقتی به تاريخ جوامع می نگريم، به وضوح مشاهده می كنيم كه پايبندي به معاهدات، يكي از اصول اخلاق اجتماعي مورد توجه آن ها بوده است. مولای متقیان علي (ع) در اين رابطه می فرمايند: «هيچ موضوعي همانند وفاي به عهد در ميان مردم با تمام اختلافاتي كه دارند، مورد اتفاق نيست. حتي مشركان هم، پيمان ها را در ميان خود محترم مي شمردند، زيرا عواقب پيمان شكني را دريافته بودند.» (نهج البلاغه، نامه ۵۳)
*** داستان سید عبدالکریم کفاش
سید عبدالکریم کفاش شخصی بود که مورد عنایت ویژه امام زمان (عج) قرار داشت و حضرت دائماً به او سر می زد. روزی حضرت به حجره کفاشی او تشریف آوردند در حالی که او مشغول کفاشی بود. پس از دقایقی حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم، کفش من نیاز به تعمیر دارد ، برایم پینه می زنی؟»
سید عرض کرد: آقاجان به صاحب این کفش که مشغول تعمیر آن هستم قول داده ام کفش را برایش حاضر کنم، البته اگر شما امر بفرمائید چون امر شما از هر امری واجب تر است، آن را کنار می گذارم و کفش شما را تعمیر می کنم. حضرت چیزی نگفتند و سید مشغول کارش شد.
پس از دقایقی مجدداً حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم! کفش من نیاز به تعمیر دارد، برایم پینه می زنی!؟»
سید کفشی را که در دست داشت کنار گذاشت، بلند شد و دستانش را دور کمر مبارک حضرت حلقه زد و به مزاح گفت : قربانت گردم اگر یک بار دیگر بفرمایید “کفش مرا پینه می زنی” داد و فریاد می کنم آی مردم آن امام زمانی که دنبالش می گردید، پیش من است، بیایید زیارتش کنید !
حضرت لبخند زدند و فرمودند: «خواستیم امتحانت کنیم تا معلوم شود نسبت به قولی که داده ای چقدر مقید هستی.» (کتاب روزنه هایی از عالم غیب؛ آیت الله سید محسن خرازی)

 

 




در محضر بهجت؛

امام زمان (عج): آیا خیال مى‏ کنید که ما از حال شما مطّلع نیستیم؟!

006

زندگى ما به این صورت بود که دو ماه در ناز بودیم و دو ماه هم چیزى نداشتیم. پیش از این در کتاب حاجى نورى ـ رحمه‏ اللّه‏ ـ حال کسانى را که توسل و تشرّف به امام زمان ـ عجّل‏ اللّه‏ تعالى‏ فرجه‏ الشّریف ـ داشته‏ اند را خوانده بودم، تا این که شبى به ذهنم رسید که براى رفع تنگدستى به حضرت حجّت ـ عجّل‏ اللّه‏ تعالى‏ فرجه‏ الشّریف ـ متوسّل شوم.

گروه فرهنگی گفتمان نیوز، نجّارى بیش از ده سال پیش مى‏ گفت که قبل از سى‏ سال ـ که تا حالا چهل سال مى‏ شود ـحضرت استاد ـ مدّظلّه ـ این جریان را بیش از ده سال پیش بیان فرموده‏ اند. بنابراین، تا کنون حدود پنجاه سال از این ماجرا مى‏ گذرد.) ، زندگى ما به این صورت بود که دو ماه در ناز بودیم و دو ماه هم چیزى نداشتیم. پیش از این در کتاب حاجى نورى ـ رحمه‏ اللّه‏ ـ حال کسانى را که توسل و تشرّف به امام زمان ـ عجّل‏ اللّه‏ تعالى‏ فرجه‏ الشّریف ـ داشته‏ اند را خوانده بودم، تا این که شبى به ذهنم رسید که براى رفع تنگدستى به حضرت حجّت ـ عجّل‏ اللّه‏ تعالى‏ فرجه‏ الشّریف ـ متوسّل شوم. دو رکعت نماز خواندم و به آن حضرت متوسّل شدم. فردا صبح که مى‏ خواستم به مغازه‏ ام بروم مبلغ پنج تومان در جیبم بود، یک تومان آن را براى خود برداشتم و چهار تومان باقى را براى تهیه‏ ى نان و خوراک به خانواده دادم و از خانه بیرون آمدم و به مغازه رفتم. تا ظهر خبرى نشد، اهل بیت هم رفته بود از خواهرش مقدارى قرض کرده و غذایى شبیه اشکنه براى نهار تهیه کرده بود. نهار آماده شد سر سفره بودم و تازه یک لقمه خورده بودم که شنیدم در خانه را مى‏ کوبند. رفتم در را باز کردم، کوبنده‏ ى در گفت: آقازاده‏ هاى تهرانى در منزل آقا میرزا على محمّد یا عبدالمحمّد هستند و شما را هم براى نهار دعوت کرده‏ اند که آن جا باشید، از خانه بیرون شدم و نزد آقا میرزا محمّد که در تهران معروف بود رفتم. عدّه‏ اى نزد او بودند، آقاى زاهد هم آن جا بود. پس از آن که جمعیّت نهار خوردند و رفتند، و من و چهار نفر و آقاى زاهد ماندیم. که در اثر سرما زیر کرسى نشسته بودیم و غافل از همه چیز سیگار مى‏ کشید، آقاى زاهد بدون مقدمه فرمود: در نجف مدرّسى بود به نام آقا سیّد حسن که در شبانه روز یک بار بیشتر نمى‏ توانست به خانواده‏ى خود نان بدهد، وى گفت: بنا گذاشتم براى رفع تنگدستى و گشایش روزى، چهل روز به خدمت صاحب ـ عجّل ‏اللّه‏ تعالى‏ فرجه‏ الشّریف ـ عریضه بنویسم و نوشتم. روز چهلم که عریضه نوشتم غافل از این که روز چهلم است، در خانه تنها نشسته بودم و خانواده هم در خانه نبودند، درِ خانه هم بسته بود، از پشت دیوار خانه، از بیرون صدایى به گوشم رسید که: آقاى آقا سیّد حسن! با خود گفتم: قطعا خیال است، چون کسى در خانه نیست که مرا به اسم صدا کند. در هم بسته بود، لذا اعتنایى نکردم، بار دیگر صدا تکرار شد: آقاى آقا سیّد حسن، فرزند آقا سیّد حسین خیال مى‏ کنید که ما از حال شما مطلع نیستیم؟! این بار برخاستم و به طرف صدا رفتم، کسى را ندیدم؛ ولى آن صدا به مانند آبى بود که بر روى آتش درونى من ریخته شد. و بعد از آن احساس کردم که گویا اصلاً به هیچ چیز احتیاج ندارم! کسى که سر تا پا حاجت و نیاز بود و پولى هم به او نداده بودند، با عنایت آن صدا سر تا پا غنى و بى نیاز شد! وقتى آقاى زاهد این ماجرا را نقل کرد، دیگر یک کلمه حرف نزد. نجّار گفت با خود گفتم: نکند این ماجرا را براى قضیه‏ ى من مى‏ گوید که خیال مى‏ کنید که ما از حال شما مطلّع نیستیم؟! زیرا دیشب من نماز خواندم به آن حضرت ـ عجّل‏ اللّه‏ تعالى‏ فرجه‏ الشّریف ـ متوسّل شدم. شاید من چیزى را از آن حضرت مى‏ خواهم که به صلاحم نیست، لذا ناراحتى درونى و اندوه من هم مثل این که آب روى آتش بریزند، حلّ شد بدون این که یک پول و یا وعده‏ى پول بدهد راحت شدم و براى من روشن شد که من مثل طفل مریض و بیمارى هستم که سرکه و ترشى مى‏ خواهم ولى برایم ضرر دارد، آیا پدر و مادر مهربان در این صورت آن را به من مى‏ دهند؟ هرگز. محال است که بدهند. معلوم مى‏شود استغنا و غنىبى نیازى و دارایى) مربوط به قلب است نه به پول و کسب و سرمایه و ثروت. این‏ها همه باطل و خیال است.

 




 در دو اینفوگرافیک زیر، آداب غذا خوردن و همچنین آداب خوابیدن در اسلام و توصیه های پیامبر اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) در این رابطه به تصویر کشیده شده است.

اینفوگرافیک - آداب غذا خوردن در اسلام

اینفوگرافیک - آداب خوابیدن در اسلام

 

 

 




روایت زندگی سردار شهید "علیرضا کوهستانی"

سرداری که بی دست به دیدار معبود شتافت

شهیدنیوز: جانشین بهداری لشکر 25 کربلا در عملیات کربلای 5 وقتی به خط مقدم رفت، مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت، ابتدا دستش قطع ‌شد و در آن جا ذکر یا حسین(ع) و یا مهدی(عج) را بر زبانش جاری ساخت، ناگهان خمپاره‌ای به ایشان اصابت کرددو پایش نیز قطع ‌شد.

22دی ماه سالروز شهادت سردار شهید "علیرضا کوهستانی" از سرداران شهید استان گلستان است و به همین بهانه روایتی از زندگینامه این شهید را مرور می کنیم:

 علیرضا کوهستانی در تاریخ چهارم فروردین ماه 1341 در روستای "کوه میان" از توابع شهرستان آزادشهر به دنیا آمد. در سال 1348 برای کسب علم و دانش به دبستان رفت. تحصیلات خود را تا پایه‌ی دوم دبیرستان ادامه داد و دوران جوانی او با عمومی شدن جریان انقلاب همراه بود. وی برای حفاظت از انقلاب اسلامی در اولین فرصت، در پنجم فروردین 1358 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

علیرضا کوهستانی بعد از ورود به سپاه اقدام به ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند به نام‌های زهرا و هادی بود که در سال های 1363 و 1364 به دنیا آمدند.

 

علیرضا کوهستانی به فراخور استعداد و توان خود و از طرفی به دلیل نیاز سازمانی به گذراندن دوره‌های آموزشی و تخصصی فوریت های پزشکی رو آورد. او مدت چهار ماه این دوره‌ها را در بهداری مرکزی سپاه پاسداران سپری کرد و بعد از آن، در مناطق جنگی به فعالیت‌های امدادی و درمانی پرداخت. در عملیات‌های مختلف، سمت‌های متعددی را در امور بهداری و امدادی عهده دار گردید تا این که به جانشینی بهداری لشکر 25 کربلا ارتقا یافت.

 

دوست و همرزمش، "احمد درویشی" در وصف علیرضا کوهستانی می گوید: « وقتی به خط مقدم رفته بود، مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار می‌گیرد، ابتدا دستش قطع می‌شود و در آن جا ذکر یا حسین(ع) و یا مهدی(عج) را بر زبانش جاری می سازد، ناگهان خمپاره ای به ایشان اصابت می کند و دو پایش نیز قطع می‌شود و در کنار شهید "عبدالحکیم جهاندار" به شهادت می‌رسد.»

 

علیرضا کوهستانی در تاریخ 22 دی 65 در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت خمپاره به شهادت نائل گردید است. عامل شناسایی این شهید والامقام کارت شناسایی او بوده است.




دانشگاهی که میزبان خوبی برای شهدا نیست + عکس

از اینجا تا گلزار بهشت زهرا راهی نیست. پس از زیارت این عزیزان، سئوالی که به ذهن می‌رسد این است که چرا پیکر‌های مطهر دو شهید گمنام مدفون در بیابان‌های این واحد دانشگاهی، برای پیش‌گیری از بی‌حرمتی به مقبره‌ آنان به بهشت‌ زهرا انتقال داده نشد؟ دانشگاه آزاد شهرری میزبان خوبی برای شهدای گمنام نیست. کجایند مسئولان بی‌ادعا ...

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، داستان از این قرار است که در این ایام، دانشگاه آزاد واحد یادگار امام(ره) - شهرری - میزبان برگزاری امتحاناتی از جنس پایان ترم می‌باشد. نکته‌ای که ذهن هر بیننده‌ای را برای دقایقی مشغول خود می‌سازد، غربت دلگیر دو شهید گمنامی است که در گوشه‌ای از ساختمان‌های نیمه‌کاره و بیابانی این دانشگاه به خاک سپرده شده‌اند.

 




payambar.jpg

17 ربیع الاول که مقارن به خجسته زاد روز نبی مکرم اسلام حضرت محمد(ص) و میلاد امام جعفر صادق(ع)است یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه امتیاز دارد.


صدای قدم مبارک مولودی می آید که بهانه خلقت است؛ هم او که جهانی را دگرگون می کند؛ کسی که اهل آسمان او را به "احمد" و زمینیان به "محمد" می شناسندش؛ عرشیان از آمدنش به وجد آمده اند و زمینیان رقص کنان ورودش را نظاره می کنند.


وقت طلوع فجر روز جمعه سال عام الفیل است؛ استحیائیل ــ یکی از فرشتگان بزرگ خدا ــ در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر کوه ابوقبیس ایستاد و با صدایی بلند گفت:« ای مردم مکه! به خدا و فرستاده او و نوری که با او فرو فرستاده‌ایم ایمان بیاورید.


جبرئیل و میکائیل به صورت دو جوان وارد خانه آمنه شدند، در دست جبرئیل ظرف بزرگی از طلا و با میکائیل آبریزی از عقیق سرخ بود پس جبرئیل بدن حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را شست و شو می داد و میکائیل بر آن آب می ریخت، پس از پایان شستشو در چشمان کودک سرمه کشیدند و بر سر او ماده ای ساخته شده از مشک و عنبر و کافور قرار دادند.


پس ملائکه هفت آسمان به دیدار حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آمدند و گروه گروه بر او سلام کردند؛ محمد به دنیا آمده است، حوریان بهشتی کودک را در پارچه ای پیچیده در برابر آمنه نهادند و به آسمان بازگشتند تا بشارت ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به ملائکه برسانند.

وقایع زمان تولد پیامبر اکرم(ص) 

چه روز مبارکی است که امام صادق(ع)در موردش فرمود: در این روز ابلیس از ورود به آسمان های هفتگانه محروم شد، شیاطین دور شدند، تمامی بت ها در بتکده به صورت بر زمین افتادند، ایوان کسری شکست و 14 کنگره‌ی آن سقوط کرد، آب دریاچه ساوه خشک شد، سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد، آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد، نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید، کاهنان عرب علوم خود را فراموش کردند و سحر ساحران باطل شد.

اعمال روز 17 ربیع الاول:

 1- غسل.


2- روزه: از برای آن فضیلت بسیار است و روایت شده هر که این روز را روزه بدارد ثواب روزه ی یک سال را خدا برای او می نویسد و این روز یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است.

3- زیارت: زیارت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم و همچنین زیارت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام .

4- نماز: دو رکعت نماز که در هر رکعتی یک مرتبه حمد و 10مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره اخلاص است، بگزارد و پس از نماز در محلّ نماز بنشیند و دعائی که روایت شده است بخواند : اَللَّهُمَّ اَنتَ حَی لاَ تَمُوتُ ...

5 - تصدّق و خیرات: مسلمانان این روز را تععظیم بدارند و تصدّق و خیرات نمایند و مؤمنین را مسرور کنند و به زیارت مشاهد مشرّفه بروند. (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل)

6- عید گرفتن: به آنچه موافق حقیقت عید است (عمل کند) یعنی به آنچه که در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقرّرات شرع باشد همچنان که عادت و سنّت پاره ای از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره ای از افعال حرام می پردازند. برای هر مجلسی لباس مخصوصی و زینتی مناسب آن لازم است و لباس شایسته ی اهل چنین مجلس(ی)، لباس تقوا و تاج آنها، تاج کرامت و وقار می باشد؛ یعنی لباس اهل این مجلس تخلّق به اخلاق حسنه و تاج معارف ربّانیه و تطهیر آنها، پاکیزه ساختن دل از اشتغال به غیر خدا و بوی خوش ایشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرین او{علیهم السّلام} است. ( المراقبات .ص81 – 84)

منابع: 


بحارالانوار، ج15، ص257 --- امالی صدوق

بحارالانوار، ج15، ص 288 --- الفضائل

 




گل ِ خنده،به روی حیدر مبارکه

بر مسلمین عید پیغمبر مبارکه

صلوات ِ خدا بر احمد،سیّدُنا یا محمد

چون جلوه گر شده،آن خورشید وفا

آوای کائنات،شد مدح مصطفی

خوش آمدی ای،آیت رحمت خدایی

نبیّ اکرم،سَرور ِ کُلّ ما سوایی

ختم ِ رسولان،تو محمد تو مصطفایی

ابالقاسم،یا رسول الله یا محمد...

 

شهر مکه از قدومت گلفشان شده

اشک شوق ِ دیده ی خوبان روان شده

ذکر دل اهل یقین،یا رَحمة لّلعالمین

روح ِ ایمان ِ ما،نور ِ قرآن ِ ما

کاش قربانی شود،در راهت جان ما

تمام ِ عُمر نوکری میکنم برایت

برای تو ، وَ به اولاد و بچه هایت

رسولُ الله، ای همه هستیَم فدایت

ابالقاسم،یا رسول الله یا محمد...

 

ای مظهر ِ جَلَوات ِ حیّ سرمدی

حجت الله،صادق ِ آل ِ محمدی

آمدی ای شمس دلها،گل یاس ِ باغ ِ زهرا

ای خورشید ِ عیان،ای شاه ِ اِنس و جان

از نور ِ روی تو،شد نورانی جهان

بنفسی انت،جلوه ی حیّ سرمدی تو

بنفسی انت،صادق ِ آل احمدی تو

بنفسی انت،نور چشم محمدی تو

ولیُ الله یبن الزهرا یا حجتَ الله...








صفحه قبل1...34567...38صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران