در وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام) آمده است :‌ سه چیز باعث پوشاندن گناهان است: آشکارا سلام کردن، طعام دادن، خواندن نماز شب در حالی که مردم خوابند.


«سلام کردن» یکی از سنت های اسلامی است که بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. لازم است یک مسلمان این سنت حسنه اسلامی و دینی را زنده نگه دارد. اما سلام کردن هم مثل هر کار دیگری آداب و اصول خودش را دارد! این کار که سبب می شود میان برادران و خواهران دینی الفت و دوستی شکل بگیرد روش و آدابی دارد که بزرگان دینی آن را به روشنی طرح نموده اند تا هم از مزایای دنیوی و هم اجر اخروی آن برخوردار شویم و چیزی را از دست ندهیم ولو به قدر یک سر سوزن!




مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد… فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. 
سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند … هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند… و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
 
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت . پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه … مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه …
 
به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه از هم پاشید ، سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت. وای بر من …! رفتار من با کلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! من هم قرآن را می‌بندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمی خوانم و از آنچه در اوست ، سودی نمی برم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است
.
ای کاش فکر می کردیم
 
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست…
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند




بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود.

 

صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن!»

 

 

خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندق‌دار کرد… روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت: «من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است . اینجا وطنم…شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.




این چند روز هوا خیلی گرم شده، گاهی فکر می کنم از آسمان آتش است که به سر خلق فرود می آید.

 

امروز وقتی در خیابان هایی که چند روز است از آسمانش آتش فرود می آید راه می رفتم واکنش دیگران را در برابر شعله های آتش فرود آمده زیر نظر گرفتم، هرچه بیشتر دقت کردم بیشتر شکم به یقین رسید که محجبه ها آرامش بیشتری در برابر پرتوهای سوزان خورشید دارند تا دیگران، به نظر می رسد محجبه ها قصد دارند بهشتی را که خریده اند به بها دهند تا دیگرانی که به بهانه ی گرما همان حجاب کم رنگشان را هم در خیابان کم رنگتر می کنند و کنارش می زنند تا در فکر کوچک خود آتش های باریده بر سرشان را از خود دور کنند.

 

اما افسوس غافلند، غافل از اینکه بهشت که هیچ، همین دنیایشان را هم به بهانه ای ارزان در حال فروختن هستند.

 

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

97269218921063371137.jpg

 

 



نماز" اولین چیزی است که در روز قیامت از بنده حساب می شود، که اگر پذیرفته شود بقیه اعمال نیز پذیرفته خواهد شد و اگر پذیرفته نشود دیگر اعمال انسان هم پذیرفته نمی شود.

 

 

 

در قیامت اولین چیزی که از بنده سوال می شود نماز است، پس اگر آن را تمام انجام داده باشد که هیچ، و گرنه در آتش انداخته می شود. پیامبر بزرگوار اسلام(ص) می فرماید: به راستی که محبوب ترین اعمال در نزد خدا، نماز و نیکی و جهاد است. در قیامت وقتی از تارک الصلاه می پرسند که چه شما را در جهنم درآورد؟ در جواب گویند؛ ما از نماز گزاران نبودیم. خداوند در آیه ۵ سوره ماعون می فرماید: پس وای بر نمازگزاران، آنان که از نماز خود به واسطه سبک شمردن و بی اعتنایی بی خبرند. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که فرمود: فرقی میان مسلمان و کافر نیست جز اینکه نماز را عمدا ترک می کند یا درآن سهل انگاری می نماید، پس نمی خواند آن را. اولین چیزی که از بنده حساب می شود در روز قیامت نماز می باشد، اگر پذیرفته شد بقیه پذیرفته خواهد شد و چون نماز در وقت خود بالا رود، به سوی صاحبش برمی گردد در حالتی که سفید و نورانی است، می گوید؛ مرا حفظ کردی خداوند شما را حفظ کند و چون درغیر وقت آن بالا رود که حدود آن مراعات نشده باشد، به سوی صاحبش بر گردد در حالی که سیاه تاریکی است، می گوید؛ مرا ضایع کردی، خداوند تو را ضایع نماید.




هنگامی که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) از جنگ تبوک بازگشت، سعد انصاری به استقبال آن حضرت شتافت. پیامبر با او مصافحه کرد و چون زبری و خشنی دست های او را احساس کرد از کارگر انصاری پرسید: چرا دست هایت اینچنین کوفته و خشن است؟سعد گفت: ای رسول خدا! با بیل و طناب کار می کنم و هزینه زندگی خانواده ام را تأمین می کنم، پیامبر دست او را بوسید و فرمود: این دستی است که آتش جهنم به آن نخواهد رسید. 

مفاتیح الحیات، ص ۵۱۹، بخش برتری کارگران

 

 

 



خواب قسمت عمده ای از زندگی بشر را تشکیل داده است. دین جامع اسلام که برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه مشخصی دارد، در این زمینه نیز دارای دستورات مشخصی است که انسان می تواند با رعایت و عمل به این دستورات بیشترین بهره را از این موهبت خداوندی ببرد.
 
 
 
 



چند روش ساده در بهبود سبک زندگیمان تغییری اساسی در مسیر زندگی به وجود می آورد

 

 
 



می‌گویند: شما آخوندها می‌گویید: اگر زکات ندهید باران نمی‌آید. کشور کانادا اصلاً مسلمان نیست اصلاً زکات هم نمی‌دهند، صبح تا شب هم باران می‌آید.
 

یا اگر ظلم کنی، سیلی می‌خوری. فلانی کارش ظلم کردن است و تا حالا هم هیچ سیلی نخورده است. اینها را چه کنیم؟

می‌گویم: شما که چای می‌خوری، اگر وسط چای خوردن عطسه کنی. دستت تکان می‌خورد، از این نعلبکی و استکان چای سه قطره سه جا می‌چکد. یکی به عینک می‌چکد. یکی به لباست می‌چکد، یکی به فرش می‌چکد.




انس با قرآن عزت را برای امت اسلامی به ارمغان خواهد آورد/ بزرگ‌ترین گرفتاری امروز دنیای اسلام غفلت از خباثت دشمنان است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند: امروز سیاست دشمنان اسلام به راه انداختن جنگ‌های داخلیِ نیابتی و برادرکشی در جوامع اسلامی است اما متأسفانه برخی در امت اسلامی متوجه این سیاست شوم نیستند.

خبرگزاری فارس: انس با قرآن عزت را برای امت اسلامی به ارمغان خواهد آورد/ بزرگ‌ترین گرفتاری امروز دنیای اسلام غفلت از خباثت دشمنان است
 




صفحه قبل1...2829303132...38صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران